google

محصولات فروشگاه

آنچه از بهترین ویولونیست دنیا می‌توانید بیاموزید

آنچه از بهترین ویولونیست دنیا می‌توانید بیاموزید


«چه اتفاقی می‌افتد اگر یکی از بهترین ویولونیست های دنیا ۶ قطعه از بهترین موسیقی‌هایی که تا کنون نوشته شده را با ارزشمندترین ویولونی که تا کنون ساخته شده بنوازد ولی لباس‌های خیابانی بر تن کند و این کار را در یکی از ایستگاه‌های شلوغ متروی واشنگتن پیش روی حدود ۱۰۰۰ تماشاگری که مسافرین صبحگاهی هستند انجام دهد؟» 


این تیتر مقاله چندین سال پیش برنده جایزه پولیتزر در واشنگتن پست بود. ولی همان‌طور که جین وینگارتن در مقاله‌اش با عنوان «مروارید قبل از صبحانه» توصیف می‌کند انگار که اتفاق مهمی هم نیفتاده بود. استاد ویولون مورد نظر، جاشوا بل  فقط ۷ نفر را به ایستادن و درنگ کردن واداشت. ۳ دقیقه کامل طول کشید تا یک مرد به آرامی سرش را برگرداند و ۶ دقیقه طول کشید تا کسی برای چند لحظه ایستاد تا گوش کند. بدون احتساب پول زنی که بل را شناخته بود او مجموعاً فقط ۳۲ دلار و ۱۷ سنت جمع کرد! 

کمی کمتر از پول بلیت یکی از اجراهای معمولی‌اش! این تجربه به قصد آزمایش کردن اینکه آیا مردم زیبایی را در زندگی روزمره تشخیص می‌دهند و اینکه به قول وینگارتن «آیا در یک زمان ناجور و موقعیت معمولی، زیبایی همچنان برتری دارد یا خیر» انجام شد.


 لطفا به ادامه مطلب بروید
 


ولی وقتی خانم دکتر آنیتا البرس که استاد دانشگاه هارواد است برای بار اول این مقاله را خواند متوجه شد که این تجربه بل درس‌هایی را برای هر کس که به دنبال بهبود موقعیت شغلی خود است به همراه دارد. این درس‌ها با دانشجویان MBA خانم دکتر به اشتراک گذاشته شد و به بحث و تبادل نظر دانشجویان انجامید. 


اولین نکته این است که چالشی که جاشوا بل با آن روبرو شد تلاش برای جلب نظر افراد است. این اصلی‌ترین مسئله ای است که مدیران و بسیاری دیگر در محیط کار هر روز آن را تجربه می‌کنند. دکتر معمولاً به دانشجویانش می‌گوید که وقتی که به دنیای کسب و کار پا گذاشتند باید باقی افراد را متقاعد سازند تا برای آن‌ها و ایده‌های آن‌ها وقت بگذارند – فرقی نمی‌کند که آیا آن‌ها دارند یک ایده کسب و کار را برای یک سرمایه گذار توضیح می‌دهند یا اینکه می‌خواهند چیزی را بفروشند یا اینکه پی گیر فرستادن تیمشان به دنبال کارها هستند. 

به نظر می‌رسد که این استاد ویولون از ابتدا از رقبایش پیش است چون به نظر بسیار با استعدادتر و آموزش دیده تر از یک نوازنده معمولی خیابانی است، ولی داشتن یک محصول عالی کافی نیست. این هم یک حقیقت حیاتی دیگر است. اجرای بل توسط یکی از خبرگان این‌گونه توصیف شده است: «اغراق نیست اگر بگویم او به انسان‌ها می‌گوید که چرا باید رنج زندگی کردن را تحمل کنند» ولی این باز هم همچنان برای جلب نظر افراد کافی نبود. بل به وینگارتن می‌گوید: «حس عجیبی بود، مردم در واقع من را…نادیده می‌گرفتند.» این اتفاقی است که برای هر کس که فقط روی محصولش تکیه کند و «بازاریابی» محصول را فراموش کند می‌افتد– حتی اگر خودش آن محصول باشد. این برای یک نوازنده چیره دست مثل بل همان قدر ممکن است اتفاق بیفتد که برای یک تازه فارغ‌التحصیل MBA. 

اجرای بل در ایستگاه مترو عامدانه خالی از هر گونه اشاره به این موضوع بود که او در حقیقت یک سوپراستار است و ارزش توجه افراد را دارد. این بدترین استراتژی بازاریابی ممکن بود: مکان غلط، زمان غلط، و (با توجه به لباس‌های خیابانی وی) تصویر غلط. اگر هدف جلب توجه بود حتی تغییراتی کوچک هم اثرات زیادی می‌گذاشت: این‌ها چند نمونه هستند: انتخاب جایی در ایستگاه که مسافرین معمولاً آنجا ثابت می‌ایستند، قرار دادن بنری با نام او، یا استخدام تعدادی طرفدار که نقش بازار گرم کن را برای او بازی کنند. 

به دلایل زیاد، همه کسانی که به دنبال جلب نظر در محیط کارند نیز نیازمند یک استراتژی هستند– حتی توجه به جزئیات به نظر کوچک نیز می‌تواند تأثیر زیادی داشته باشد. در مورد فکر کردن به استراتژی‌هایی که برای رقابت در جلب توجه طراحی شده‌اند، به نظر می‌رسد از صنایع خلاقی که پر هستند از افرادی که استاد جلب توجه دیگران برای گوش کردن، تماشا کردن، خواندن یا توجه به داستان‌هایی که آن‌ها می‌گویند می‌باشند، بسیار می‌توان آموخت. آن‌ها می‌دانند که چطور افراد را برای درک ارزش محصولاتشان راهنمایی کنند. بیشتر اوقات نشانه‌های زیرکانه در مورد کیفیت محصول کار را انجام می‌دهد. (به پیام‌هایی مثل «از کارگردان برنده اسکار…» یا اینکه نقدهای کتاب‌های جدید چطور با موفقیت‌های گذشته آن‌ها را قیاس می‌کنند توجه کنید) وقتی کیفیت مورد نظر به سختی قابل تخمین زدن است، چارچوب دهی نیز مهم است. به همین دلیل است که بل معمولاً در تالارهای سمفونی که بهترین موزیسین‌ها از آن استفاده می‌کنند اجرا می‌کند؛ و همچنین به همین دلیل است که آثار هنری بزرگ در Met (موزه هنر متروپولیتن) به نمایش گذاشته می‌شوند و نه روی بخش کناری یک ساختمان. 

اینکه چه استراتژی و سیگنالی برای رساندن کیفیت بهترین کارکرد را دارد بسته به افراد، موقعیت‌ها و صنایع مختلف فرق می‌کند. اینکه شما چگونه در یک کار بانکی جزئی خود را در رقابت متمایز می‌کنید ممکن است به کل با اینکه چگونه خود را به عنوان یک برنامه نویس به سطح بالا برسانید متفاوت باشد. ولی در هر صورت کلید آن داشتن استراتژی است. حداقل این است که اگر شما خوب هستید باید بقیه هم این را بدانند چون در غیر این صورت ممکن است هیچ‌وقت ردپایی از شما پیدا نکنند و مثل آن مسافرین اول صبحی که جاشوا بل را تحویل نگرفتند به شما نیز بی‌اعتنا باشند.


منبع: 1نویس


ادامه مطلب
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ندا نوروزی 1392/11/28 11:37 ب.ظ
عالی بود
مهدی پاسخ داد:
ممنون
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic