google

محصولات فروشگاه

طنز شهر دزدها (#ایتالو کالوینو)

 طنز شهر دزدها (ایتالو کالوینو)

شهری بود که همه اهالی آن دزد بودند…!

شبها پس از صرف شام، هرکس دسته کلید بزرگ و فانوس را برمی‌داشت و از خانه بیرون می‌زد؛ برای دستبرد زدن به خانه یک همسایه!

حوالی سحر با دست پر به خانه برمی‌گشت، به خانه خودش که آن را هم دزد زده بود!!!

به این ترتیب، همه در کنار هم به خوبی و خوشی زندگی می‌کردند؛ چون هرکس از دیگری می‌دزدید و او هم متقابلاً از دیگری، تا آنجا که آخرین نفر از اولی می‌دزدید…

لطفا به ادامه ی مطلب بروید



ادامه مطلب

#حکایت خواندنی زبان تبر

tabar  حکایت خواندنی زبان تبر

#هیزم شکن تنومند اما #بدخلقی در نزدیکی دهکده #شیوانا زندگی می کرد. هیزم شکن بسیار قوی بود و می توانست در کمتر از یک هفته یکصد تنه تراشیده درخت قطور را تهیه و تحویل دهد اما چون زبان تلخ و تندی داشت با اهالی شهرهای دور قرار داد می بست و برای مردم دهکده خودش کاری نمی کرد…

لطفا به ادامه ی مطلب بروید



ادامه مطلب

داستان های کوتاه و عبرت آموز

داستان های کوتاه و عبرت آموز

یک داستان قدیمی چینی هست که میگوید :

پیرمردی اسبی داشت و با آن اسب زمینش را شخم میزد . روزی آن اسب از دست پیرمرد فرار کرد و در صحرا گم شد .

همسایگان برای ابراز همدردی با پیرمرد ، به نزد او آمدند و گفتند : عجب بد شانسی ای آوردی .

پیرمرد جواب داد : " بد شانسی ؟ خوش شانسی ؟ کسی چه میداند ؟"


ادامه مطلب


ادامه مطلب




شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic